لباس آبی روی بند رخت

16,000 ریال

در انبار موجود نمی باشد

مقایسه

اول من شهلا رو دیدم. نه، اول کاظم. یعنی اول من ولی چون کاظم اول گفت، بعدش هر چی من می‌گفتم دنگی میزد تو سرم می‌گفت: «غلط کردی.» ولی خدا که می‌دونه اول من دیدمش، خودمم تو دلم می‌دونم. تازه‌شم آدم که از دست داداشش ناراحت نمیشه. آخه من و کاظم دوقلوییم. اول من دنیا اومدم. اون‌وقت یه‌قلو بودم. بعدش دو دقه شده، بعد شده پنج دقه، ده دقه که شده مث این‌که مامانم داشته می‌مرده، بابام نذر کرده اگه نمیرن، یعنی مامانم و کاظم، اون‌موقع که اسم نداشته، بابام نذر کرده اسمشو بذاره کاظم. این شده که من کامبیزم ولی کاظم کاظمه.

وزن100 g
شابک

موضوع اصلی

موضوع فرعی

نویسنده

مترجم
ناشر

نوبت چاپ

زبان

قطع

جلد

تعداد صفحات

0★

امتیاز

  • 5★ 0
  • 4★ 0
  • 3★ 0
  • 2★ 0
  • 1★ 0

دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “لباس آبی روی بند رخت”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *